محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1127

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

كنند و در دو من شراب و انكبين و قند جوش دهند بدستور كه رسم است طبخ نمايند فنداديقون ديكر صنعت آن سنبل الطّيب عود خام از هريك سه درم قاقله هيل از هريك دو درم زنجبيل دارچينى از هريك پنج درم فلفل سعد از هريك سه درم زعفران دو درم مشك سك بغدادى از هريك يك درم اجزا كوفته و بيخته در صره يا كيسهء فراخى بسته در دو من شراب كهنه در سه روز بكذارند پس جوش دهند تا نصف بماند كيسهء دواها و افشرده براورند و شراب را صاف نموده با دو رطل عسل و قند بقوام اورند و كف آن را بكيرند و مشك و زعفران نرم سوده در اخر بياميزند و در نسخهء ديكر مصطكى نانخواه از هريك چهار درم نيز داخل است [ فنداديقون ديگر به نسخهء شفائى ] فنداديقون ديكر به نسخهء شفائى درد معده و امعا را سود دهد و معده را كرم كند و بادها بشكند صنعت آن زعفران انجدان تخم سداب تخم كرفس زنجبيل حاشا مغز چلغوزه از هريك شش درم فلفل هشت درم عسل سفيد سه وزن ادويه شربتى يك مثقال تا دو مثقال [ فنداديقون از حكيم مير محمّد مومن ] فنداديقون كه حكيم مير محمّد مومن در تحفة المؤمنين باسم بنداديقون بباى موحّده نوشته جهة نفخ و برودت معده سودمند بود صنعت آن زعفران كاشم بزر السداب تخم كرفس زنجبيل حاشا لوز الصّنوبر الكيار از هريك شش درم بادام تلخ مقشر لبان از هريك دو درم فلفل هشت درم تا سه وزن ادويه بسرشند و چند نسخهء جوارش فنداريقون در حرف الميم مع الواو در جوارشات ذكر يافت باب الفاء مع الواو فودنج بضمّ فا و سكون واو و دال مهمله و فتح نون و جيم معرب پودنهء فارسى است و الرافوتنج كويند و بيونانى غليجن بفتح غين معجمه و كسر لام و سكون يا و ضمّ جيم و به عربى حبق نامند و آن اقسام و الوانست نهرى و بستانى و برى و جبلى و مراد از مطلق آن برى است و مشك طرامشيع نوع جبلى آنست و صنفى از نهرى مىشود كه بركش ريزه مايل باستداره و تخمش شبيه به تخم ريحان دراز و ساقش بزرك است و امّا فودنج نهرى پس آن كثير الوجود است و صنفى از آن را برك مانند برك ريحان كوهى و شاخها پراكنده و كلش بنفش در كنار ابها ميرويد و صنفى از آن شبيه به نعناع و بركش بزركتر از آن و ساقش قويتر و چون اين قسم را در باغها بكارند بعد از دو سال ميكردد نعناع و قوت اين هر دو صنف ضعيف و حرارت و يبوستش در اخر درجهء دويّم است و خوردن و يا تضميد بدان نافع كزيدن هوام را و طبيخ آن هر دو مدرّ بول و جهة داء الفيل و عسر النفس و نفس الانتصاب و نافض حميات بلغميّه و سوداويّه و چون قبل از نوبه بخورند و با شراب جهة دفع سموم و هيضه و جذام و رض عضل و اطراف آن و مغص و هيضه و يرقان اصفر چون استحكام كرده باب طبخ آن و شرب مسحوق آن با عسل مدرّ عرق و با عسل و نمك قاتل ديدان طوال معده و حب القرع و چون بخورند از آن و بعد از آن ماء الجبن بنوشند داء الفيل را نافع است و حمول مسحوق ورق آن قاتل جنين و مخرج آن و مدر طمث و تدخين ورق آن مخرج هوام و دور كنندهء انهار و فرش كردن آن در خانها نيز همين اثر دارد و ضماد پختهء آن با شراب جهة ازالهء اثار سياهى جلد بدن و زايل كنندهء كمنة الدّم در زير بال چشم و عرق النّسا و فتن و مقرح جلد و نطول آن جهت رفع زردى يرقان اصفر و قطور عصارهء آن در كوش قاتل كرم آن و طبيخ آن با زيت و تمريخ آن نافع حميات نافذه را و چون خشك شده باشد آن را بر موضع كزيدهء هوام بندند موجب قرحهء آن عضو و جذب سميّت است و در هر عضوى كه كرم در آن متولد شده باشد دافع آنست و همچنين قطور عصارهء آن و مضرّ باه و كرزه است و مصلحش كثيرا و شربتش يك درم و بدلش نعناع و نزد بعضى قردمانا است و امّا فودنج برى پس ساقهاى آن متفرق و تندبو و بعطريت و بركش ريزه مايل باستداره و تخمش شبيه به تخم ريحان كرم و خشك است در اوايل درجهء سيّم و بنهايت ملطف و مدر عرق و حيض و قاتل جنين و ترياق كزيدن جانوران و مخرج اخلاط و مسهل سودا و محلّل رياح و نافع از براى استسقا و يرقان و دافع سپرز و جذام و اثار جلد و سياهى آن چون با سركه ضماد نمايند و فرزجهء عصارهء آن قاتل و مخرج جنين و مشيمه است خصوص كه از آن نيز بخورند و نطول و جلوس در طبيخ آن جهت حكه و رياح رحم و صلابت آن و ضماد آن على الدّوام نافع است نقرس را و شستن باب طبيخ آن مسكّن حكه است و آشاميدن آن با رب انار يا شربت انار يا سركه مسكن فواق و غثيان و حركت معده است و همچنين آشاميدن مسحوق آن با سركه ممزوج با آب و بوئيدن منقوع آن در سركه رافع غثيان و خوردن آن با بعضى احبا منقى اخلاط از سينه و يا عسل و نمك مخرج فضول معده و نافع است كزاز را و ضمادش سرخ‌كنندهء رخسار و عضو رافع سپرز و جذام و اثار سياهى جلد و بوى آن جهت غشى و سنون سوختهء آن جهت تقويت لثه مفيد و مضرّ بامعا و مصلحش كثيرا و قدر شربتش تا دو درم و بدلش يك وزن نيم آن پودنهء نهريست و قسمى از پودنهء برى را بركش دران و نرم و مايل بسياهى و كلش تند و خشبو مايل بزردى در جميع افعال ضعيف‌تر از اقسام فودنج است و امّا فودنهء جبلى پس آن مشكطرامشيع است و قويتر از همه اقسام است در افعال بركش انبوه و بزركتر از برك پودنهء برى با خشونت و مايل باستداره و چون كوسفند از آن بخورد شير او برنك خون شود در اخر سيم كرم و در وسط آن خشك و بغايت مدرّ حيض و نفاس و مسقط و قاتل جنين و مفتت حصاة و جهة اخراج رطوبات غليظه از سينه و شش و درد رحم و قولنج و تقويت اشتها و شرب آن به جهت غشى و كرب نافع و در ساير افعال قويتر از فودنج است و مضرّ معده و مصلح سركه و شربتش يك مثقال و در مطبوخ دو مثقال و بدلش به وزن پودنه و قردمانا و در ادرار حيض به وزن آن عدس المرو صنفى ديكر از آن آنست كه بركهاى آن كوچك‌تر و بىزغب و در افعال مثل آن و ليكن ضعيف‌تر و آن را مشكطرامشيع بمجاز مينامند و صنفى ديكر نيز از آن بركهاى آن باريك دراز و سياه‌رنك و طيب الرائحه است و از همه ضعيف‌تر دهن فودنج نافعست از براى آنچه نافع است فودنج بران صنعت آن مثل صنعت دهن بابونج است و در ادهان در حرف الدال مذكور شد فصل در ذكر نسخ فودنجى و جوارشات و شراب فودنج و عرق آن [ فودنجى درد معده را و درد جگر كه سبب آن برودت باشد نافع است ] فودنجى درد معده را و درد جكر كه سبب آن برودت باشد و حميات بلغمى و تب ربع و تبهاى كهنه را سود دارد و نفخ و رياح غليظه را تحليل دهد صنعت آن پودنهء نهري پودنهء كوهى فطراساليون سيساليوس از هريك دوازده درم تخم كرفس بابونه حاشا از هريك چهار درم كاشم پانزده درم فلفل سياه چهل و چهار درم كوفته و بيخته با سه وزن ادويه عسل مصفى معجون سازند شربتى يك درم باب كرم و نسخهء شفائى با اين برابر است [ فودنجى به نسخهء ديگر نافع از براى اوجاع معده و طحال و كبد ] فودنجى به نسخهء ديكر نافع از براى اوجاع معده و طحال و كبد كه از برودت باشد و از براى قشعريرهء شديده و حميات دايرهء بارده صنعت آن بنسخهء شيخ رئيس پودنهء نهري پودنهء كوهى فطراساليون سيساليوس از هريك بيست درم تخم كرفس بابونه حاشا از هريك چهار درم كاشم پانزده درم فلفل چهل و چهار درم و در نسخهء ديكر بيست و چهار درم است كوفته و بيخته با عسل بدستور مقرر معجون سازند و اين نسخه نه جزو است و وزن آن يك‌صد و پنجاه و يك درم است بنا بر نسخهء ديكر و اصل و بنا بر نسخهء ديكر يك‌صد و سى يك درم است و مزاجش بنا بر نسخهء اصل كرم و خشك است در دو درجه و نيم فودنجى به نسخهء قلانسى نافعست از براى هضم طعام و كسر رياح و ضعف معده صنعت آن فودنهء خشك فلفل نانخواه كرويا كاشم برك سداب زنجبيل دارفلفل دارچينى اجزا مساوى بعسل مصفّى سه وزن ادويه معجون سازند شربتى دو درم فودنجى كه سيّد اسمعيل در ذخيره در مفتحات سدهاى كبد ذكر كرده صنعت آن مانند نسخهء شيخ رئيس است كه ذكر يافت [ فودنجى به نسخهء ابن جزله ] فودنجى به نسخهء ابن جزله كه در منهاج ايشان ذكر كرده و كفته كه نافع است از براى تبهاى لرز كه دراز كشيده باشند از براى تب ربع و نفخ و رياح غليظه و درد معده كه سبب آن رطوبت باشد صنعت آن پودنهء جوئى پودنهء كوهى فطراساليون سيساليوس از هريك دوازده درم فلفل سياه چهل و چهار درم تخم كرفس بابونه حاشا از هريك چهار درم كاشم ده درم كوفته و بيخته با سه چندان ادويه عسل معجون سازند شربتى يك درم و اين همان نسخه است كه در اوّل ذكر شد باندك تفاوتى و در نسخهء محمود بن الياس وزن كاشم پنج درم است